
در آن زمان نیل پستمن نگران نفوذ و تاثیر فرهنگ سرگرمی و عشرت و برنامه های طرب به نظام های خانواده و سلامت فکری فرد و جامعه بود و شکل دادن به افکارعمومی و ساختن آرا و مخدوش کردن حیات را توسط نظام مسلط جهانی هشدار می داد و می گفت
"... جامعه آمریکا از دقیقه ای به دقیقه ای دیگر احمق تر می شوند حرمت های فردی و جمعی و قداست نمادهای مذهبی احترام مظاهر ملی و سمبل های فرهنگی و... تحت تاثیر برنامه های تلویزیونی شکسته و از ارزش تهی شده و اثر بخشی و قدرت سازندگی خودرا از دست داده است "
معتقد بود که لجام گسیختگی انسانی ، فقدان شعور اجتماعی انهدام مبانی خانواده ، متلاشی شدن پیوندهای عاطفی و...افول فرهنگ ملی و هدم قدرت انسان بر تعیین سرنوشت خود و جامعه خود و همه و همه تسلیم بی قید و شرط جامعه و فرد است به رسانه ای به نام تلویزیون.
طبق بررسی ها ی آماری "...آمریکاییان، که سرگرم ترین ملت جهان غرب(به تلویزیون) هستند کم اطلاع ترین و بی خبرترین مردمی نیز هستند که از حداقل اطلاعات عمومی برخوردارند"
مطالعه کتاب حاضر به خانواده هایی که دل در گرو اصالت های فرهنگی و میهن و اخلاقی و دینی داشته و آینده سعادتمند و هدفداری از فرزندانشان را آرزو می کنند توسط مترجم(صادق طباطبایی ) توصیه می شود بویژه که امروز(سال1375) تب بهره گیری از کانال های ماهواره ای در جامعه ما رو به فزونی است.

توجه اصلی پستمن در این مطالعه برروی تلویزیون متمرکز است و از زوایای متفاوتی به روشن ساختن اثر تخریبی این رسانه بر شکل گیری فکر و رای و اندیشه و جهان بینی انسان ها می پردازد وی معتقد است هریک از ابزارهای تکنیکی که بشر برای اغراض خاص و تامین نیاز های ویژه خلق کرده است علاوه بر کاربردی که در همان حوزه دارد دارای فرارخسار یا استعاراتی است که حوزه تاثیر و کارایی آن وسیله را بسیار گسترش می دهد یعنی دارای ایدئولوژی هست ونمی توان آن را خنثی و بی طرف انگاشت و انسان رابی قید و شرط حکم بر آن تلقی کرد.
پستمن در بررسی ها و تحلیل های خود به دو کتاب معروف که به ترسیم تخیلی آینده جامعه بشری از دیدگاهی نقاد و تیزبین و در عین حال دردمندانه پرداخته اند توجه داشته است
1. 1948 جورج ارول 1984
2.دنیای قشنگ نو آلدوس هاکسلی 1931
دنیای ارول و هاکسلی ویژگی ها ی منحصربفردی دارد .
ص46/ در دنیای هاکسلی نه کسی علاقه ای به کتابخوانی دارد و نه فرصت آن را می یابد و نه قدرت فهم علایم مکتوب را دارد اگرعلیرغم همه اینها کسی علاقه ای به کتاب خواندن از خود نشان داد او را به سرگرم ساختن اضافی و خارج از برنامه سوق می دهند اگربازهم فایده ای نبخشید او را برای بازسازی و بهسازی به اداره بخش عواطف و احساسات می فرستند تازیر نظر روانکاوان معالجه شود
ص47/ اما در دنیای ارول او را به زندان می افکنند و تسلیم کارگزاران وزارت عشق می کنند
نتیجه آنکه در هر دو دنیا کتاب و کتابخوانی و تاریخ و مقوله ای به نام فرهنگ وجود ندارد
آینده روابط انسانی در این دو دنیا یکسان است . در دنیای ارول انسانها از هم دور نگه داشته می شوند و تبادل فکری میان آنان را ناممکن می سازد ولی در دنیای هاکسلی انسانها در کنار یکدیگر می نشینند و به تماشای تلویز یون می پردازند ولی در همین حال از دیگری دور است و تبادل فکری میان آنها از میان می رود. در این دنیا انسانها در کنار یکدیگرند ولی باهم نیستند
و این دنیایی است که نیل پستمن آن را درکتابش به ما معرفی می کند.
(چقدددددددددددر شبیه دنیای ما تلگرام زیست ها ست) اوووه تلگرام هم مثل تلویزیون تله دارد...
تلویزیون= تله+ویزیون از دور نگریستن
و اگر می خواهیم اسیر دنیای اینچنینی نشویم باید از هم اکنون تصمیم بگیریم و بپا خیزیم اتخاذ راه و مرکب مناسب مستلزم اندیشیدن صحیح و همه جانبه و آگاهانه هست
فردا خیلی دیراست
به عقیده پستمن آنچه که ما و فرهنگ ما را به تباهی و نابودی می کشاند و مو جب انحطاط و زوال ما می شود از دیدگاه نگران ارول آن چیزهایی است که ما از آن نفرت داریم و در نقطه مقابل هاکسلی اینها همان مقوله های هستند که ما به آن عشق می ورزیم و از آن ها لذت می بریم
کتاب به توصیف اوضاع ، امکانات و شرایطی می پردازد که نشان می دهد در این نگرانی ها و پیشگویی ها حق با هاکسلی است نه با ارول.
به تعبیرش ، نماد ومظهری که امروزه گویای خصلت و آرمانهای ملت است باید جست در لاس وگاس(شهری در صحرای نودا) که نشانه این شهر قوطی ای مقوایی بزرگی ای به ارتفاع 10متر است که به شکل ماکت یک دستگاه خودکار بازیهای تفریحی و قمار ساخته شده است شهری هست که تمام هم اش تدارک تفریح و سرگرمیست
درنیمه دوم قرن 20میلادی در درون و فرهنگ و جامعه آمریکا شاهد سقوط و زوال عصر صنعت چاپ و کتاب و طلوع و رواج عصر تلویزیون می باشیم . جابجایی غم انگیز و غیر قابل جبرانی را در معنا مفهوم و محنتوای افکارعمومی و نیز گفتگوها و محاورات مردم سبب شده است . زیرا که این دو وسیله ارتباطی یا رسانه ای که به همان میزان که از توازن تاثیر و کارایی کتاب و صنعت چاپ کاسته می شود محتوا و مایه های سیاست و مذهب و آموزش نیز دگرگون می شود و مناسب با فرم و کارایی رسانه دیگر یعنی تلویزیون تغییر شکل می یابد.
تلویزیون به عنوان رایج ترین وسیله زمانی خطرناک است که واسطه انتقال و ابزار مبادله پیام های مهم فرهنگی قرار می گیرد
در مجموع تکنولوژی های پیچیده الکترونیک دنیای جدید به ارمغان آوردند دنیای قایم موشک بازی ای که درآن یک لحظه این و یک لحظه آن دیگری درتیررس منظر و درمقابل دیدگان قرار می گرفتندو بلافاصله مجددا محو می شود .
وسایل ارتباط جمعی اواخر قرن 19 و اوایل قرن20 که فوتوگرافی و تلگراف را در درون خود جای داده و قصرهای دنیای قایم موشک بازی را ساختند و عرضه کردند!بعدها باظهور و فراگیر شدن تلویزیون مارابرآن داشتند که تا به درون این قصر خیالی اسباب کشی کنیم ودرآنها سکنی گزینیم تلویزیون ابرزاری شد که به تمایلات معرفت شناسی تلگراف و فوتوگرافی قوی ترین قدرت بیان را اعطا کند . آن هم بدین ترتیب که این وسیله ارتباط جمعی به حضور جابجایی و باری متقابل میان تصویرها و لحظه ها بیش ترین کمال را بخشید و برای همه اینها راه ورود به حریم خصوصی انسانها را هموار ساخت و به مثابه کانون هدایت معرفت شناسی عمل کرد
نگران کننده ترین ثمره و ماحصل انقلاب الکترونیکی و بصری این است که جهانی راکه تلویزیون به ما عرضه می دارد در نظرمان جلوه ای طبیعی یافته و هرگزآن راجهان شگفت آور و خارق العاده ای نمی بینیم این واقعیت است که احساس عجیب و غریب داشتن نسبت به تلویزیون از میان رفته و به سان ابرازی طبیعی در حوزه خودآگاهی ما جای گرفته است و بادیده ای فاقد اعجاب و عاری از شگفتی بدان می نگریم(دلیل بارزی است بر سازگاری ما و عجین شدن ما با آن)
ص208 / هرجا که در گذشته کتاب راه و روش برخورد با سیاست ، دین، اقتصاد ،آموزش ،قانون ،حق و دیگر مقوله های مهم اجتماع را شکل می داد و تعیین می کرد امروزه تلویزیون آن راعهده دار شده است
پستمن زمانی خود رابرای تدوین فصل8(خرامان به سوی خویشتن ) آماده می کرد 42ساعت به تماشای تلویزیون پرداخت تا دریابد که تلویزیون با مذهب چه می کند کلیه استنباط و نتایجی راکه دراین مدت بدست آورد در همان 5ساعت اولیه به آنها رسیده بود 1.در تلویزیون حتی مذهب بدون هرگونه محدودیتی و بدون هرگونه مصلحت اندیشی و رعایت حال و به دور از هرگونه اعتنایی به عنوان سرگرمی معرفی می شود 2.این که وضع از این قرار است بیشتر به دلیل تمایل ذاتی و ماهیت اساسی ساختار ماهوی تلویزیون است و نه خطاهای این به اصطلاح وعاظ الکترونی.
قدرت اصلی تلویزیون در این نهفته است که دریچه قلب مارابرروی شخصیت ها باز می کند نه دریچه مغز ما را برای ورود و پردازش تصورات انتزاعی موجود و همچنین اندیشیدن به این مقوله ها .
تبلیغ و تجارت تبلیغاتی تلویزیون نقش اساسی و تعیین کننده ای در شکل گیری آرا و روشهای سیاسی مردم می دهد و شعور اجتماعی و محتوای افکار عمومی و شکل مراودات مردمی و به اصطلاح گپ عامیانه را می پروراند .
تلویزیون با توسل به انواع شگردها ما راتشویق می کند که پیوسته به آن روی آوریم اما این تلویزیون رسانه ای است که اطلاعات را به گونه ای و در قالبی به ما عرضه می داردکه بی نهایت ساده شده فاقد محتوایی مفید که برانگیزنده عقل و شعور و تفکر بوده فاقد زمینه های تاریخی گذشته و عاری از نظام و چارچوب هدف دار و سازماندهی شده است . و مهم ترین نقشی که تلویزیون در تدوین تئوری جدید تعلیم و تربیت برعهده دارد القای این باور و نظریه است که تعلیم و سرگرمی باهم متحد اند و نباید ازهم جداشوند .
ص334/پرسشها و نگرانی هایی را که درباره تلویزیون روا می داریم عینا می توانیم و باید در مورد کامپیوتر اعمال کنیم تکنولوژی کامپیوتر ارزشی غلوآمیز شده و درباره آن بسیار گزافه گویی شده است آمریکاییان در این مورد هم بدون کوچکترین دغدغه خاطر و بدون ذره ای عافیت اندیشی خود را اسیر و تسلیم آن ساخته و به توقعات آن بی قید و بند و بدون شروط واهمه گردن نهاده اند . و با نهایت بی توجهی با آن سر و کار پیدا کرده اند. آنچه هاکسلی می کوشد تا به ما تعمیم کند این است که انسانها در دنیای شگفت انگیز قشنگ ما از این در رنج نیستند که به جای اندیشیدن می خندند بلکه اندوه آنان از این جهت است که نمی دانند به چه چیزی می خندندو چرا اندیشیدن راکنارنهاده اند.
