سه دیدار

باسمه تعالی
سه دیدار بامردی که از فراسوی باور ما می آمد
(براساس داستان زندگی امام روح الله خمینی(ره) عارف، فیلسوف ، سیاستمدار و رهبر فقید انقلاب اسلامی ایران)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امام را دوست داشتم. و باور داشتم و هنوز دارم و در تاریخ ایران هیچ کسی را نمی شناسم که همتا و همپای امام باشد./.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
زنده یاد نادر ابراهیمی متولد 14 فروردین 1315، متوفی 16خرداد 1387 / از خرداد 1342 تا بهمن 1357 آنچه را راجع به امام می نوشتند و حرکت هایی را که انجام می گرفت را پیگیری می کردند. و کم و بیش با زندگی امام آشنا بودند. و در سالهای مبارزات اعلامیه ها را می نوشتند بدون اینکه امام را دیده باشند! مخلص کلام اینکه تحقیقاتشان طی 17-16سال تکمیل شد . و در بین سالهای 75-77 بود که نادرابراهیمی دست به کار آفرینش سه گانه ای تحت عنوان"سه دیدار" که به زندگی روح الله می پرداخت و شامل تجربیات شخصی و شبیه خیال نویسنده از دیدار با امام خمینی(ره) است . داستان ، از زندگی روح الله آغاز می شود . در جلد نخست اش با عنوان رجعت به ریشه ها که شامل نخستین دیدار، دیدار دوم ، دیدار سوم، از پی دیدار نخست ، از پی دیدار دوم، از پی دیدار سوم، دنباله ی نخستین دیدار ، از پی دیدار دوم ،از پی دیدار سوم ، دیدارهای درهم ریخته . داستان بلندی از زندگی امام خمینی(ره) را روایت می کند که در آن نویسنده کوشیده ابعاد مختلف شخصیت رهبر انقلاب را در قالب یک داستان بلند موردتوجه قرار دهد . شرح وقایع دوران کودکی امام (ره) و شکل گیری شخصیت وی در دامان پرمهر مادر وصاحبه خانم (عمه ایشان) ، مرام و منش پدر امام(ره) و نحوه شهادت ایشان، حضور بنیانگذار کبیر انقلاب در کلاس درس مدرس ، بررسی شجره نامه اجداد امام و شرحی از زندگی پدر بزرگ ایشان ، مراحل آشنایی امام(ره) با دفتر حاج آقای ثقفی تا ازدواج . موارد و عناوینی که نویسنده به شرح آنها پرداخته است . بخش اول حالتی توصیفی داردو در قالب داستان نمی گنجد البته سخن از وجود مردی هست که از دریا برآمده و یک راست به منزل راوی می آید و در پی آن مریدی راوی مشخص می شود در بخش دوم داستان به دوران نوجوانی امام بر می گردد و درآنجاست که شخصیت هایی چون صاحبه بانو ، حاج مرتضی و.. مطرح می شود . در میانه ی میدان عنوان جلد دوم سه دیدار است که روایتی دیگر از زندگی امام هست . خاطراتی از پدر در زندان شاهی و شهادت وی در آنجا در ایام قبل از تولد امام ، استفاده از افکار و سخنان عمه، دوران مبارزه در جوانی . حضور با بردار جهت تحصیل علوم حوزی در اصفهان، سال مصیبتی که وبا جان 8 تن از نزدیکترین بستگان امام خمینی را به کام مرگ کشاند. حکایت هایی از همسر امام (ره) که همیشه یاور و مشوق همسرش در راه مبارزات سیاسی بودند. خاطراتی از مبارزات رجال آن زمان و... از مهم ترین موضوعاتی است که در این کتاب مورد توجه نویسنده قرار گرفته است . در دیدار اول نویسنده از زاویه دید اول شخص استفاده کرده است تا از آن طریق مکنونات ذهنی خود را بهتر مطرح سازد . در بخش دوم یعنی دیدار دوم یعنی دیدار دوم و بعد از آن دیدار سوم زاویه دید تغییر می کند و به سوم شخص مفرد از نوع دانای کل مبدل می شود.
*در ابتدای کتاب آمده است این اثر را خاکسارا نه پیشکش می کنم به ملتی که ساختن و راه انداختن انقلاب ها را خوب می داند و باری، بارکوه آسای عظیم ترین انقلاب تاریخ، را بردوش کشیده است...
*خود ابراهیمی درباره ی کارش نوشته است : من داستان می نویسم، تاریخ نمی نویسم . تاریخ های بسیاری قبل از من نوشته شده است . و هم زمان با من و بعد از من نیز نوشته می شود و خواهدشد اما داستان ، فقط یکبار نوشته می شود،فقط یک بار. آن هایی که واقعیت را می خواهند نه حقیقت را، و طالب واقعیات تاریخی هستند نه حقایق انسانی، می توانند بی دغدغه خاطر به بهترین تاریخ ها مراجعه کنند...